تولد

سی و سه سال گذشت...مثل همیشه،شب تولدم،وقایع زندگیم مانند یک فیلم سریع،در ذهنم مرور شدند...شیرین بودند،حتی تلخ‌ترینشان...
در این خاص‌ترین روز زندگی،محبتهای پدر،مادر،خواهر،همسر و دوستان و یاد پدربزرگم که او نیز تولدش امروز بود از ذهنم بیرون نمی‌رود...
دوست دارم از لحظه لحظه امروز لذت ببرم...
بعد از سالها،مجددا احساس جوانی و لذت می‌کنم...
این احساس را با من شریک شوید...
مرد بهمنی و برفی سی و سه ساله شد...

 

/ 19 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

تولدتون مبارک اقای دکتر..ایشاله لذت بردن هاتون همینطور مداوم باشه و بازهم مارو هم شریک کنین..

غزاله

تولدتون مبارک[گل]

هیچی دیگه

پسا پس!!!!!تولدت مبارک! لینکت میکنم خواستی یه سربیا![لبخند]

نجمه

[گل]

شکلات

سلام تولدتون مبارک براتون یک دنیا آرامش و لبخند های از ته دل آرزو میکنم پدر عزیز[گل] ایشالا تو این وبلاگ از شیرین کاری های بچه تون بنویسید برامون.... این بچه ها هستن که موقع خنده خودشونو گلوله میکنن تو گردن و شونه ی ادم، بعد که سرشونو میارن بالا نصف تن آدمو تف تفی کردن[رویا] شاد باشید

parinaz

[گل]

سعید رضا قادری

تبریییییک میگم آقا صد سال به این سالها

تینا

سلام ، الان که دیره تولدت رو تبریک بگم اما با تاخیر تبریک میگم . نوشته هات جالب بودن ، من نوشته های یک سالت رو خوندم . با اینکه از کار اومده بودم خسته بودم اما صداقت و یکروییت باعث میشد نوشته هات گیرایی داشته باشنشاد و موفق باشی . [گل]